السيد محمد حسين الطهراني
81
نگرشى بر مقاله بسط و قبض تئوريك شريعت دكتر عبد الكريم سروش (فارسى)
--> أنْ تُؤَدّىَ إلَى ضِياعِ الوَقتِ وَ الوُقوعِ فى الخَطآءِ و نَشرِ الجَهالة . « اگر قدرت دست من بود ، جميع كتابهاى ارسطو را ميسوزاندم ، زيرا كه تعليم و تعلّم آن ممكن است به ضايع شدن وقت ، و وقوع در خطا ، و انتشار جهالت منجرّ گردد . » و همانطور كه گوستاولوبون پس از گذشت شش قرن از مرگ بيكن ميگويد : أدْركَ العَربُ بَعدَ لَاىٍ أنّ التَّجرِبةَ و الْمُشاهَدةَ خَيرٌ مِن أفْضلِ الكُتب . و لِذلكَ سَبَقوا اوروبَةَ إلَى هذِه الحَقيقة ، فَالمُسلِمونَ أسبَقُ إلَى نظامِ التَّجرِبةِ فى العُلوم . « عرب پس از مدّت و شدّت ، ادراك نمودند كه : تجربه و مشاهده از بهترين كتابها بهتر است . و روى اين اساس در اين حقيقت بر اروپائيان سبقت دارند ، بنابراين مسلمين در نظام تجربه در علوم پيشترند . » ( 1 ) فى كتابِه : إعادَةُ تَكْوينِ الفِكْرِ الدّينىِّ فى الإسلام . The Reconstruction of Religious Thinking ( 2 ) فى كتابه : صُنعُ الإنسانيّة . Making of Humanity ( 3 ) راجر بيكن در سنه 1294 مرد ، و دانشگاههاى عربى و عرب دو قرن پس از آن در اندلس باقى ماند در كنار مراكزى كه براى ترجمه علوم اعراب در فرانسه و اندلس و ايتاليا و آلمان تأسيس يافته بود . راجر بيكن لغت عربى و عبرانى را خوب ميدانست . و به تجارب علمى در طبيعى و كيميا ممارست داشت . معاصرين وى در برابر او مقاومت كردند ، امّا پاپ بازويش را محكم و وى را تقويت مينمود . و به كيفر نوشتجاتش در پاريس او را به زندان انداختند . آن نوشتجات طليعههائى براى كشفهاى علمى جديد ( مانند عدسيها ، و ماشينهائى كه داراى محرّك بدوى بود ، و طيّارهها ) شد . وى معتقد بود كه : « فلسفه از زبان عربى استمداد دارد . و بنابراين زبان لاتين قدرت و توان فهم كتب مقدّسه و فلسفه را ندارد مگر زمانيكه لغتى كه از آن نقل شده است شناخته شود . و چندين قرن پيش از وى - و تحقيقاً در سال 920 ميلادى - پادشاه صقالبه ( اسلاوها ) از خليفه طلب كرد كه به سوى او بفرستد معلّمين و فقهائى را ، و اين كار انجام گرفت .